ترجمه اهنگ Avec le temps -Léo Ferré

ترجمه اهنگ Avec le temps -Léo Ferré
3.88 از 5 بوسیله 258 رای
لئو فره ، موسیقی دان، خواننده آنارشیست ، ترانه سرا، و پیانیست فرانسوی است . او پس از جنگ جهانی دوم اوج گرفت و کار خود را با خواندن در کاباره های پاریس آغاز و حدود چهل آلبوم منتشر کرد. آهنگ با "گذر زمان" یکی از غمگین ترین آهنگ های اوست که سرشار از تراژدی تجربه های بی پایان زندگی و عشق بی سرانجام است .

...Avec le temps
Avec le temps, va, tout s'en va
On oublie le visage et l'on oublie la voix
Le coeur, quand ça bat plus, c'est pas la peine d'aller
Chercher plus loin, faut laisser faire et c'est très bien

با گذر زمان...

با گذشت زمان ، همه چیز می گذرد
چهره و صدا را از خاطر می بریم
قلب وقتی دیگر نمی تپد، رفتن و دوباره جست و جو کردن معنایی ندارد
باید همه چیز را رها کرد و این گونه بهتر است

 

...Avec le temps
Avec le temps, va, tout s'en va
L'autre qu'on adorait, qu'on cherchait sous la pluie
L'autre qu'on devinait au détour d'un regard
Entre les mots, entre les lignes et sous le fard
D'un serment maquillé qui s'en va faire sa nuit
Avec le temps tout s'évanouit

با گذر زمان...
با گذشت زمان، همه چیز می گذرد
کسی که عاشقش بودیم و زیر باران جست و جویش می کردیم
کسی که با یک نگاهش، فکرش را می خواندیم
درمیان واژه ها، در میان سطرها، ودر هاله ای از پیمان و سوگند دروغین..
با گذشت زمان همه چیز کم رنگ می شود

 

...Avec le temps
Avec le temps, va, tout s'en va
Même les plus chouettes souvenirs, ça, t'as une de ces gueules
A la gallerie j'farfouille dans les rayons d'la mort
Le samedi soir quand la tendresse s'en va toute seule

با گذر زمان ..
با گذشت زمان همه چیز می گذرد
حتی بهترین خاطراتی که با یکی از این چهره ها داشتی(منظور چهره های خیلی زیبا)
در گالری، درمیان پرتوهایی از مرگ و پوچی، من در پی غروب شنبه ای هستم که دیگر محبت با من بیگانه شد

 

...Avec le temps
Avec le temps, va, tout s'en va
L'autre à qui l'on croyait pour un rhume, pour un rien
L'autre à qui l'on donnait du vent et des bijoux
Pour qui l'on eût vendu son âme pour quelques sous
Devant quoi l'on s'traînait comme traînent les chiens
Avec le temps, va, tout va bien

با گذر زمان...
با گذشت زمان همه چیز می گذرد
کسی را که بی بهانه و همه جوره باورش داشتیم و به او باد(چیز بی ارزش) و طلا (چیز باارزش) هدیه می دادیم
برای که روحمان را ارزان فروختیم
و در پی چه چیزی ، همانند سگ های باوفایی بودیم
با گذشت زمان همه چیز درست می شود

 

...Avec le temps
Avec le temps, va, tout s'en va
On oublie les passions et l'on oublie les voix
Qui vous disaient tout bas les mots des pauvres gens
Ne rentre pas trop tard, surtout ne prends pas froid

با گذر زمان ...
با گذشت زمان همه چیز می گذرد
احساسات را از یاد می بریم و صدا ها را به فراموشی می سپاریم
صداهایی که آرام در گوشتان زمزمه می کردند: خیلی دیر برنگرد و مراقب باش(که سرما نخوری)

 

...Avec le temps
Avec le temps, va, tout s'en va
Et l'on se sent blanchi comme un cheval fourbu
Et l'on se sent glacé dans un lit de hasard
Et l'on se sent tout seul peut-être mais peinard
Et l'on se sent floué par les années perdues, alors vraiment
Avec le temps on n'aime plus

با گذر زمان..
با گذشت زمان همه چیز می گذرد و حس می کنیم همانند اسبی که از نفس افتاده ، دیگر توانایی برایمان نمانده است
و حس می کنیم در بستر تقدیر یخ زده ایم
و حس می کنیم تنهای تنهاییم در کنار خیالی آسوده
و حس می کنیم سال های از دست رفته فریبمان داده اند
و به راستی با گذشت زمان ، دوست داشتن را از یاد می بریم

 

ترجمه : هانیه سیلانی 

 

با عضویت در کانال رسمی گروه زبان اهورا از آخرین مطالب در سریع‌ترین زمان مطلع شوید.

نظرات خود را بیان کنید

لطفا منتظر بمانید

لطفا چند لحظه منتظر بمانید...